در جستجوی تو
ساده بگویم
نگاه زاده علاقه است
اگردو چشم روشن عشق به تو نگاه کند
دیگر تو از آن خود نیستی
زمان می گذرد ،زمانه هم
کودک می شوی ،جوان هستی و جوانی نمی کنی
رد می شوی ،پیر هستی ،می مانی
همیشه در پی گمشده ای هستی ،که با تو هست و نیست
باز در پی آن علاقه پنهان ،آن نگاه همیشه تازه هستی
باز آن دوچشم روشن عشق را در غبار بی امان زمان
جستجو می کنی
او دیگر تکه ای از تو شده ،سایه ای خوش بر دل تو
گوشه گوشه این دل خراب
سرشار از عطر نگاه توست ....
شعر از ؟؟؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت توسط اذر
|